براي اين روزهاي شعر، اگر نگويم متأسفم مي‌گويم نگرانم و همين نگراني مرا برانگيخته تا بنويسم. مني كه در طول سال‌ها شاعري هيچگاه لب به شكايت نگشوده‌ام و چون بعضي كه خزان به قيمت جان جار مي‌زنند دنبال هياهو و ايجاد موج كاذب نبوده‌ام تا برآن سوار شوم و راه به ساحل نام و نان ببرم . امروز هم اگر مي‌نويسم دغدغه‌ي شخصي در كار نيست بلكه تنها و تنها از سر دلسوزي براي شعر است كه اين روزها پي در پي به مسلخ جشنواره ها مي‌رود. دغدغه من آن است كه عدّه‌اي از روي آگاهي و تعمّد دارند تيشه به ريشه‌ي شعر امروز اين مرزو بوم مي‌زنند و گواه اين مدّعا آن است كه تنها با نگاهي به اشعار برگزيده در جشنواره‌ها مي‌توان فهميد اينان چه نوع شعري را ترويج مي‌دهند، از نظر زبان كه مهمترين ابزار شاعري است سست و از نظر محتوي پوچ و بي‌معنا و اي كاش پوچ و بي‌معنا كه گاه مبتذل و غير اخلاقي! كه انسان ازشنيدن آنها شرم مي‌كند چه رسد به سرودن آنها و در چنين اوضاعي اگر شعر من و ديگر جوانان اصفهان كه چون من مي‌انديشند و مي‌سرايند ، يعني در شعر هم براي زبان و هم براي محتوي ارزش قائلند و هيچگاه حاضر نشده‌اند در قبال گرفتن سكّه‌اي از جشنواره‌اي به اين جريان ابتذال دامن بزنند كنار گذاشته مي‌شود و مورد بي‌مهري داوران جشنواره‌ها قرار مي‌گيرند . جاي بسی مسرّت است چرا كه اين نشان مي‌دهد شعر اصفهان هنوز در مسير صلاح قدم مي‌زند و براي اين كه شعرت را به ابتذال كنگره‌ها و جشنواره‌ها نفروشي تاوان سنگيني لازم است كه شعر اصفهان سال‌هاست دارد اين تاوان را مي‌پردازد.

در آخر به برگزاركنندگان جشنواره‌ها و داوران آن‌ها مي‌گويم بگذاريد جشنواره‌ها سكوي پرتابي براي شعر اين مرز و بوم باشد. بگذاريد در جشنواره‌ها سره از ناسره شناخته شود و راهي درست پيش پاي نو پايان شعر قرار گيرد.

«يار مفروش به دنيا كه بسي سود نكرد

آنكه يوسف به زر ناسره بفروخته بود»

 

مطالب مرتبط:

شب های شهریور

شب های آذر- شعر طنز

مناجات نامه

چیزی شبیه یک تذکر

در حاشیه برگزاری جشنواره های اخیر شعر

شاید امید

خودی،غیر خودی، نخودی، بی خودی

روزگار غریبی ست

یه قل دو قل- شعر طنز


 

نوشته شده توسط عباس کیقبادی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 15:20 موضوع | لینک ثابت